|
بالا بری پایین بیای چپ بری راست بری تهش منم بی سرو ته...
|
هی تو...
آره تو...خودت...
میدونستی خیلی مزخرف و کثافتی؟!!...
سوتفاهم نشه یه وقت...
با شما نبودم...
با کسیم که این وبلاگو نمیخونه...

نمیدونم چرا دلم خواست دوباره آپ کنم
دلم واسه اینجا تنگ شد
آخه تنها جایی که یهکمی خودمو خالی میکنم
میفهمی که؟!!...
داشتم میفکریدم که چقد دلم این چند وقته هوس دوست کرده
دوووووست
یه دوسته واقعی کسی که بتونم باهاش درددل کنم
از دوم راهنمایی تاحالا با هیچکی درددل نکردم
میشه5 سال
عجن توانایی هایی داشتم و خبر نداشتم ها
جاتون خالی دیروز با قاطعیت تمام تریدم تو موهام
جلوشو چتری صاف ریختم تو صورتم
البته چه صافی!!!
کسی ندونه فکر میکنه با قیچی دالبری زدم
چشای گرد مامانم قده 25 تومنی شده بود
بابامم که بهم خندید کلی
اما خودم پشیمون نیستم
این چند وقته که علنا دیوونه شدم
دیشب داشتیم با برو بچ این فیلم ترسناکه که
Gem خیر سرش گذاشته رو میدیدم
مرده بودیم از خنده
هی همو میترسوندیم الکی جیغ میزدیم که هیجانش بیشتر شه
این مامان به فکره منم فکر کرده راستی راستی ترسناکه
اومده ریموتشو گرفته میخواست خاموش کنه
تا نصفه شبم به هم میزنگیدیم صدا در میاوردیم
یا همین پریشبا خوابم نمیبرد
ساعت 4 نصفه شب داشتن توکیو هتل گوش میدادم
ولوم تا ته اونم
یکم با خودم فکر کردم گفتم
آخه دختر کسی که میخواد بخوابه یه آهنگه لایت با صدای کم میگوشه
بعدشم هرهر زدم زیر خنده
بابام اومده میگه دختر تو چه گرفتی با خودت
راستی ای ناناز،ای پاستیل کپکی یه سورپرایز دارم
میبینم که فردا تولدته
و قراره که منو هانی و ستی
بیایم روزه خواری، اگه میشه روزه نگیر
راستی میخوام فلشمم بیارم تا یه حالی بهش بدی
دیگه دیگه...تموم شد...خدافظی...
پ.ن1:این روزا گوش میدم:
Britney spears-pink-tokio hotel-jastin timberlake
پ.ن2:حالم خوبه،باور کنید!!!
پ.ن3:امروز صبح یه حرکت شگفت انگیز زدم،درس خونم
حالا خوبه یکی بگه تو تو مدرسه ها و به وقتش درس نمیخونی حالا میخونی؟
پ.ن4:از کسی انتظاری ندارم اگه غصه زیادی دارین بدین واستون بخورم
ناناز یادمه هر وقت دلت میگرفت با من درددل میکردی
من هنوز همون آدمم، از خودم تعریف نمیکنم اما مورد اعتماد و صبور،منتظرتم...اگه خواستی

آریانا........................

این روزا هیچ چیز عادی تو زندگیم به چشم نمیخوره
انگار آلزایمر گرفتم
خیلی چیزارو فراموش میکنم
اینکه دنیا هم دیگه به بزرگیه سابق نیست و کوچیک شده
اینکه آدمام تاریخ انقضا دارن
اینکه چند وقتیه زندگی داره باهام بد تا میکنه
و خیلی اینکه های دیگه...
دارم سعی میکنم تو حاشیه زندگی کنم
توجه به فرعی جات و مسایل مزخرف
در کل با زندگی توافق کردم که بیخیال هم بشیم
مهم نیس خیلی بهش فکر نمیکنم
این روزا فقط دارم سر پایینی میرم
خیلی وقته دلم واسه کسی تنگ نشده
یه آیینه روربه روم زدم که یادم نره کیم
حرف جالبی برای زدن ندارم
چند وقته خودمو گذاشتم تو گیومه
هیچکی ازم خبر نداره
بیچاره وبلاگم
اگه میتونست حرف بزنه چند تا فحش آبدار نثارم میکرد
دهنه هرکی که این آهنگه تایتانیکو گذاشته رو وبش خیلی عذر میخوام سرویس که یه ساعته دهنه منو سرویس کرده نمیدونمم ماله کدومه
داشتم میگفتم
خلاصه که این چند وقته دهنه هالیوودم سرویس کردم
مامانم میگه یه دفعه گی خودت برو از دمه درش فیلم بخر
هه هه هه چی نوشتما
این چند روزه تنهاییم خیلی زندگیمو سبک سنگین کردم
هیچ رد پایی از کسی نمونده
داشتم در مورده عشق می تفکریدم
مگه میشه که آدم فقط یه بار عاشق بشه؟
عشق جدی فقط حرفه
پیش میاد که آدم از کسی خوشش بیاد
اما همیشه وقتی آدم فکر میکنه کسیو خیلی دوست داره
میبینه دلش واسه یکی دیگه هم میلرزه
اگه با وفا باشه دلشو خفه میکنه و تا همیشه حسرتشو میخوره
اگرم نا مرد باشه میره و بازم تا همیشه عذاب وجدان میگیره
اه اه اه یاد اونموقع هام افتادم
چه کارا که نمیکردیم
اما فکرشو که میکنم میبینم هیچکیو از ته دل دوس نداشتم
خدایا به خاطر اینا همه دروغ که به بچه های مردم گفتم مرا بعفو
ولی بعضیا چقد عجیبن
بعضیام خیلی راحتن
بعضیام خیلی ابله و ظاهر بین
خودم ازون بعضیام که اغوا گر و مبهمن
آریانا...
پ.ن۱:حوصله این پی نوشتا رو هم ندارم

خیلی هم بی ربط نیستن
سردرگمی
ترس
تنهایی
رسیدن به انتها
Cutو
چیزی به پایانم نمونده
نا امید شدن از خدایی که میگن همین نزدیکیست
و منی که تا به حال حسش نکردم
زمین خوردن تو مسیری که میدووننت
و تو باید بدوی
مجبوری از همه جلوتر باشی
خسته ای
داد میزنی
اما اینجا صدات به هیچکس نمیرسه
تو تنهایی
از خودت میپرسی من کیم؟
این قیافه ی داغون با چشای خیس
این کیه که از تو آیینه به من دهن کجی میکنه؟
این منم؟
همون که میخواست یه روز .......
اه این تقویم لعنتی جلو روم بهم پوزخند میزنه
روزهامو ازم میگیره
و چشم امیدمو از همه میبره
نه هیچکسی نیست
نمیاد
و نخواهد اومد
و تو همچنان تنهایی
روزهام هیچ فرقی با هم ندارن
روشون تار عنکبوت بسته
بوی نا میدن
این زندگیه منه
هرجور بگیریش میگذره
خوب یا بد
مگه فرقیم میکنه؟
کافیه اسم زنده بودن روت باشه
کافیه این قلب لعنتیت بتپه
دیگه هیچی ازت نمیخوان
اگه قرار بود دهنمونو ببندیمو خفه شیم
چرا خدا دهن بهمون داد؟
..................................
فرصت هایی که از دستت میرن و واسشون حسرت میخوری
ثانیه هایی که بدون نفعی عبور میکنن و صورت حقیقیمو بهم نشون میدن
پشیمونی از کارایی که کردمو غیر قابل جبرانن همیشه باهامه
بدون دراز شدن دستی بطرفت برای کمک
و باز هم تنهایی و سکوت
گاهی به خودم نگاه میکنم
رد پاهای رو دلم بهم چشمک میزنن
منو یاده آدما میندازن
اه این آدمای لعنتی همشون پستن
یه چیز آدما واسم خیلی جالبه
این که همه فکر میکنن با بقیه فرق دارن و طرفشون هم متفاوته
غافل از اینکه همه مون یه گهی هستیم
همه چیزمونم مثه همه
حتا هدفهامون
پول
قدرت
شهرت
یکیشو که به دست بیاری بقیشونم دنبالش میان
اینجا که همه لای هم دارن دستو پا میزنن
و هرکی میخواد زود تر دستش به طناب برسه
معلوم نیس چند نفر زیره پای بقیه له میشنو جا میمونن
منم یه گوشه نشستمو دارم به لولیدنه بقیه نگاه میکنم
شاید دستی منو هم بلند کرد
اینه حقیقته زندگی
Rooting
تو روح همه ی آدما
دستکاری تو سرنوشتمون
سیب سرخ حوا
بهت بدهکارم
یه چیز قرمز
یه ماتیک
یه گل
یه قلب
شایدم چند قطره خون
صدای جریدن پوستمو تخلیه خونهام از تو شریان
این گذشته امه که نمیذاره به فردا برسم
امروزمم ازم گرفت
من که چیزی نمیخوام
همین خودکارو کاغذ بسمه
خالی میکنم درد دلامو
نه نور میخوام نه روشنایی
اینجا که سیاهی از پشت پنجره داره میبلعدم
تو این ظلمت
همین نور فندکم نمیذاره سهم تو بشم
صورته استخونیمو میشه دید
آریانا
پ ن:با خودکاره قرمز نوشتنم عجب فازی میده ها
پ ن2:این مدت که نبودم زیادی فکر کردم اما بی نتیجه
پ ن3:واسه تولدمم نبودم دختر بهمنم تولدم مبارک
پ ن 4:تو تنهاییت غرق نشو یه وقت ذهنت پوچ در میاد مثه من
پن5:بیچاره این مامانم راست میگه من خیلی افراط میکنم،جنبه این پ ن هارو هم ندارم
پ ن6:بهم گفتن بزرگ شو زود، خیلی ،مثه اینکه زیادی بزرگ شدم
پ ن7:یه پیشنهاد فلم بنجامین باتن رو از دست ندین ،دو ساعتو نیم باهاش زندگی کردم
پ ن8:پرستوی کوچک تو که میپری یادیم از ما کن
منو که میبینی نمیپرم واسه این نیست که بالام شکسته یا بسته ست
واسه اینه که پریدن بهم یاد ندادن
پ ن9:باز سنت شکنی کردم این حرفا که گفتن نداره
پ ن 10:مواظب باش اگه زمین بخوری حالا حالاها نمیتونی سره پا وایسی
قربونتون تا بودنها یا دیر اومدنها یا اصلا نیومدنهای بعدی
آریانا..
راستی یادت نره آدمک هرچی باشه بازم همون آدمکه...
میخوام یه قصه بگم
یه قصه کوچولو از یه دختر کوچولو
یه دختر که تنها بود
سرد بود
یه دختر که دوستای زیادی داشت که خیلی خنجر از پشت خورد ازشون
یه دختر که همه رو میبوسید بدون اینکه انتظار بوسیده شدن داشته باشه
یه دختر کوچولو که رویاهای محال زیادی داشت
یه دختر کوچولو که یه آدمکه مغرور و خودخواه مثه خودش به تورش خورد
آدمکه قصه ی ما خیلی دختر کوچولو رو اذیت کرد
دخترک رو عاشقه خودش کرد
این آدمک با همه ی آدمکای دنیا فرق میکرد
یه آدمکه عادی نبود
بر خلاف بقیه آدمکا حس داشت
جون دشت
یه قلب واقعی داشت
دو تا دست گرم داشت که با دستای بزرگش هیکل کوچولوی دخترک رو گرم کرد
حالا این دختر کوچولو که عاشق شده رو تختش دراز کشیده و با خودکار آبیه جدیدش داره از دلتنگیاش مینویسه
در حالی که اشک به چشماش امون نمیده
داره تند تند مینویسه
مینویسه که میخواد ترک کنه و دختر کوچولوی خوبی بشه
دستش میلرزه اما مینویسه که چقد آدمکشو دوس داره با اینکه آدمکش یادش میره گاهی جواب smsهاشو بده
داره مینویسه که زندگیشو اینطوری که هست دوس داره
نه اونطور که بود
بی هدف با یه مشت حسرت و تیغ برای پایان دادن به زندگی که هیچ وقت اونو نکرده
همش خونی همش کبود و همش گریه
اما حالا گرم شده
از آدمکش میخواد که هیچوقت تنهاش نذاره
نمیخواد مثه ناناز آواره ی کوچه های هوس یه آدمکه پوشالی بشه
این دختر کوچولو میدونه که بی آدمکش دیگه زندگی نداره
چون آدمکش تموم زندگیشه...
قصه ی ما به سررسید
دخترک به عشقش رسید؟یا نرسید؟
میدونم که...
این یه قصه ی نا تمامه شایدم همینطوری باقی بمونه

پ.ن1:این روزا دهنم مزه شکلات داغ میده و دماغم از بوی دانهیل پره
پ.ن2:میدونی ازاین میترسم که آدمکم یه روز بپوسه و گندش در بیاد مثه قبلیا
پ.ن3:آدم باید بره تا برسه برای رسیدن راهی جز رفتن نیست اما من دوس ندارم برسم
میترسم از رسیدن...وقتی نمیخوای تو محیط گندی که هستی بمونی باید خودتو واسه
دستو پا زدن تو یه محیط گندتر آماده کنی...البته گاهی بدتر بهتر از بده
پ.ن4:این چند وقت جای زخم قبلیام خفن میسوزه اما چاره ای نیست...تا آپ بعدی
اوووووم
یه بوس گنده و دلچسب از لب با طعم گس تابستون
یه بوس که از بوس بودنش پشیمون میشه
یه خنده ی بلند بعدش با یه لیوان شکلات داغ جلوی پنجره ی پر درز اتاق با هوای سرد و سوز دار
یه تنفر با فحش زیر لبی به کسی که آخرین رابطه ی عشقیتو به هم زده
یه لبخند واسه کسی که بهت فکر میکنه
و یه قطره اشک برای دلتنگیات برای کسی که حس عجیب صورتی نسبت بهش داری
با یه عالمه فکر و رویای خط خطی با ناخن های شکسته و خونی
یه بغض مثه توده ی سرطانی که خیلی وقته سنگی شدهو نمیشکنه
یه تصمیم برای دفن غصه هات
بوی تلخ و سرد که با بوی عرق تنش رو لباسات جا میمونه
هم آغوشی برای تخلیه عقده هایی که هیچ کس ازش خبر نداره
لرزیدن لبات قبل از ریختن اشکات جلوی همه وقتی کسی نمیدونه چرا غصه میخوری
یه مکالمه که روحیتو بهتر میکنه(همین الان)
فکر کردن به دوست داشتنیا و دوست نداشتنیا
خشن شدن به خاطر بچه بازیای اطرافیانت
یاد کسی که دوسش داری افتادن که به لبخند زدن وادارت میکنه
ها کردن به خودکاری که دیگه کم آورده
سعی کردن واسه عاشق شدن واسه گرم شدن
خوشحالی برای اینکه میدونی یکی هست که تا آخرشو بخونه
توقع داشتن از کسایی که هیچ وقت انتظاراتو بر آورده نکردن
خوشحالی برای رفتن
یه استرس قدیمی که زمان زیادی از عمرش باقی مونده
چت زدن تو خیابونو فحش خوارو مادرو کشیدن به کسی که یه زمانی خاطر خواهت بوده
زمزمه های مثلا عاشفانه و مسخره ی یه بچه پشت سرت
دستای سردی که پنج ماه خواستی گرمشون کنی اما دستای خودتم سرد شد
پوزخند زدن به کل زندگیت
حسرت خوردن به خاطر چیزهایی که میتونی داشته باشی اما نمیذارن
پشیمونی به خاطر تلاشایی که واسه عوضی شدنت کردی اما باز مثه قبل کردنت
خوردنو کشیدن چیزای ممنوعه برا فراموش کردن هرچی مصیبته
به طپش افتادن قلب سنگیت با صدای خانومی گفتنش
عشق کردن با صدای خنده هاش و یه کلی غصه خوردن واسه اینکه تا حالا بهت نگفته دوست داره
لرزش دستت روی کاغذ و کشیدن یه نوار قلب روی نوشته های قبلیت به جای چرت نوشتن واسه آپ جدیدت
عصبی شدن با گوش دادن آهنگ مورد علاقه هر دوتون و خط خطی کردن آپایی که تا حالا نوشتی
افتادن یاد حرفه گناه بی لذت حماقته و خندیدن به همه حماقتات
خندیدن زیر بارون و لذت بردن از بوسه هایی که پی در پی آسمون روی صورتت میذاره تا کسی نفهمه چشات مثه همیشه خیسه
ترسیدن از اینکه سایتو بدزدن وقتی تو کوچه ها خلوت میکنی آخه تنها دارایتن
شب پرسه زدن تو خیابونا وقتی دستات تو دستای بی روحه حقایق تلخ زندگیته
مثه همیشه نتونستن خوب تموم کردنش و ریدن به اول و آخر آپت
سانسور نکردن و عوض نکردنش برعکسه همیشه چون اینبار میخوای هرچی تو کلته رو بریزی بیرون
حال کردن با اس ام اس ببخشید پیامکی که از طرف کسی که انتظارشو نداری الان واست میاد
آخرشم ترش شدن دهنت به خاطر شیر نسکافه سردی که مامان جونت به زور میریزه تو شکمت
پ.ن یک:مداد ناناز شکستو تموم شد به امید روزه که خودکاره آبیه منم از رو بره
پ.ن دو:تا حالا خیلی آپ نوشتم اما با هیچ کدومشون به اندازه این حال نکرده بودم
پ.ن سه: من باز اومدم انگار همه راهای من بن بستن
پ.ن چهار: تماس کاریش نکن
دل من میخواد با تو نباشم توی بازیای تو نبازم دیگه دیر شده نگیر سراغم
دارم میمیرم ولی تو راحت گذاشتی رفتی آخه چرا من؟!!...
عشق من گذاشتی رفتی
بهتره به من نباشی نزدیک
عشقتو نقاشی کردی
بدون من توی شبات میلرزی...
اون رفتو گم شد اما صداش هست
منم از دلم ساختم یه آهن...
برو...
عاشقه این آهنگه ام
پ.ن پنج:در مورده این فکر نکردم ها آی دخمره که این عکسا مبخواستی بدو بیا
پ.ن شیش: نظر بده نظر
پ.ن هفت:با هفتمی حال میکنم ما رفتیم اما باز میگردیم
و این یک پایان خشک و خالیست...
پ.ن هشت: بچه ها بهم میگن بچه ای چون خشنی چونبی احساسی چون کسیو که دوس داری راحت ول میکنی منم میخندم بهشون
پ.ن نه: اینو یادم رفت قرارم بود هفتمی آخری باشه اما نشد راستی برین با عکسا حالشو ببرین فداتون فعلا![]()
![]()
پ.ن ده: هان نهمی این بود که بابا خسته شدم از بس غصه به خوردم دادین منم یه کم خنده میخوام...